سوار اتوبوس میشوید ، اتوبوس پر از ازدحام جمعیت است ولی جمعیتی که فقط در کنار درب اتوبوس ایستادهاند و مثل کعبه آمالشان در همانجا طواف میکنند و حاضر نیستند لحظهای عقبنشینی کنند ؛ زیرا فکر میکنند بزودی پیاده میشوند واگر کمی جابجا شوند دیگر هرگز پیاده نخواهند شد ، بنابراین جابجا شدن کاملاً بیمعنی است ومثل اینکه بقیه نمیخواهند پیاده شوند بجای به موقع جابجا شدن وبه موقع به درب اتوبوس نزدیک شدن برای پیاده شدن ، همانجا مثل سنگ میشوند . هنگام سوار شدن به اتوبوس همه عجله دارند زیرا به نظر میرسد این آخرین اتوبوس دنیاست ودیگر اتوبوسی نخواهد آمد وبالعکس هنگام پیاده شدن نیز عجولاند . بقدری افراد عجله دارند که حتی اجازه پیاده شدن به افراد ایستاده را نمیدهند بلکه آنهایی که نشستهاند میخواهند زودتر از کسانی که ساعتها در این ترافیک سرپا ایستادهاند ، پیاده شوند . افرادی که اگر حرکات ورفتار آنها را ببینید فکر میکنید مهمترین کارهای ریاستی وعمده دنیا را بر عهده دارند وانجام میدهند ، در صورتی که نه در سر کار الزاماً کار خاصی را انجام میدهند ونه در خانه افراد مفیدی هستند بلکه تا در اداره هستند به فکر فرار و جیم شدن ودر خانه نيز منتظر طنزهای كممحتوا هستند . در واقع منتظرند وقت و زمانشان صبح تا شام بیهوده بگذرد ، تازه عجله و سرعتشان بیشتر از بقیه است . بیش از یك سوم مردم تهران نه تنها یک ماشین بلکه دو ماشین در خانه دارند ، نظام سرمایهداری بقدری انسانهای جهان سوم را بالعکس خودشان خودخواه و تکاندیش بار آورده که حتی زن وشوهر نمیتوانند مشترکاً از بعضی از وسایل زندگی استفاده کنند ، بدین ترتیب سیل ماشین در خیابانها که بلا استثناء همه تکسرنشین هستند افزایش مییابد . براستی از ماشین و رانندگی و ترافیک و هوای آلوده چه لذتی میبرید ؟ زمانی که همین افراد که دارای وسیله نقلیه شخصی هستند به مسافرت میروند عجله آنها از دیگران بیشتر است و میخواهند در اوج ساعات ترافیک و در طول روز از شهر خارج شوند به جای اینکه این افراد به خاطر داشتن وسیله نقلیه دیرتر از خانه خارج شوند بالعکس است و همینطور هنگام بازگشت از سفر میخواهند سریعتر از دیگران و در اوج ترافیک که البته خودشان باعث و بانی آن میباشند به خانه برسند . راستی یکی نیست از اینها بپرسد : ما افراد بدون ماشین شخصی در ساعت 12 شب چطور میتوانیم به خانه برویم ، برای شما که این وسیله همیشه هست و در اختیارتان میباشد ، این ما هستیم که در صورت دیر رسیدن باید هزینهها و مخارج گزافی بپردازیم ، ولی شما دیگر چرا ؟
در هنگام عبور از خیابان و خط عابر پیاده ماشینها سریعتر میخواهند عبور کنند و این نوعی زرنگی محسوب میشود که سریعتر از افراد پیاده و بدون ماشین حرکت کنند ، افرادی که ساعتها در اتوبوس و وسایل حمل و نقل شلوغ سر پا ایستاده و ساعتها در این راههای پر ترافیک قسمت عمده زمانشان هدر میرود . در صورتی که همین افراد تکسرنشین مولد ترافیک خیابانها و بسیاری از مسائل کنونی زندگی شهرها که یکی از آنها آلودگی و سروصدا و شلوغی و عدم آرامش میباشد ، هستند . ولی آنها فارغ از هر مشکلی در ماشینهای خود با پنجرههای بسته نشستهاند و مثل اینکه این شهر و خیابانها فقط و فقط متعلق به آنهاست . آنها میخواهند دیرتر از همه از منزل خارج شوند و زودتر از همه به سر کار برسند و بالعکس در هنگام مسافرت زودتر از همه خارج شوند و زودتر از همه برگردند تا بتوانند به موقع به استراحتشان بپردازند . اصلاً یکی نیست از اینها بپرسد : شما بیشتر خسته میشوید یا ما انسانهای پیاده و بدون ماشین ؟
هم اکنون که شما آنقدر عجله دارید ، من از سازمان حمل ونقل عمومی کشور و دولت تقاضا دارم به جز ساعات 1 تا 4 صبح ، در بقیه ساعتها وسایل عمومی را افزایش داده و امنیت عمومی را بالاخص در خیابانهای اصلی و فرعی بالا برده تا حداقل ما از ساعات دیر و بدون ترافیک استفاده کنیم و لااقل افراد ماشیندار به کارهای مهم و مخصوصاً ساختن کارخانه و ... برسند که کماکان از قافله تمدن غرب عقب نمانند .
توسط: مدیردر تاریخ پنجشنبه 11 مرداد 1386 - 22:34:33 | نظرات برای این قسمت غیر فعال است | ^